
همه آدما بالاخره باید یه روزی بساطشونو از این دنیا جمع کنند و راهی اونور آب بشن
! اما بعضی ها اساسی از این دنیا رفتن اونورا ! توی دنیا مرگ های عجیب و غریب زیادی رو میبینیم ! بعضی هاشون رو می تونید الان بخونید و لذت ببرید !!! و به توصیه های ایمنی و شباهت های این مرگها با درس های خودمون یه نیم نگاهی بندازین
ضرر نمی کنین ....
آرنولد بنت: (داستان نویس انگلیسی)
برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن مرد.
حالا هی به بهداشت بدوبیراه بگین و قر بزنین که بهداشت سخته و مزخرفه ! اگه این بدبخت یه جلسه سرکلاس دکتر مناقب اومده بود اینجوری جوگیر نمیشد !!!


آلن پینکرتون: ( موسس آژانس کارآگاهی آمریکا)
هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.
اینجاست که باید به مهارتهای خانم مهارات پی ببریم ! حالا اگه از مهارات خوشتون نیومد،
لااقل برگردین یه بار دیگه جروه های باکتری بخونین خصوصا جزوه سارا و هدی !
اسکندر کبیر: ( پادشاه مقدونی )
به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.
این یکی بهتون قول میدم که خبری از این مرگها نیست ! آخه دانشجو پزشکی و عیاشی؟!!!!!!!!! فقط حواستون باشه توی جهرم خوشی زیاد نزنه زیر دلتون...


الکساندر: ( پادشاه یونان )
یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
تا اطلاع ثانوی حواستون باشه جنگل و باغ وحش نرین
! چون هنوز بلاک عفونی رو پاس نکردیم و یهو خدای ناکرده شما هم عجیب و غریب میشین !
تامس آت وی: ( نمایشنامه نویس انگلیسی )
مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک سکه به دست آورد و با آن ، یک دست گوشت خرید و از شدت ولع ، همان لقمه دهان پرکن اول ، گلو گیرش شد و خفه اش کرد!
مقدمات عملی !!!! .... وای هنوز دوماه مونده ! گشنگی بکشین بهترهااااا !!! البته این گوشت هایی که توی غذای سلف میبینیم ! شش بار هم مقدمات و غیرمقدمات پاس کنیم، چاره ساز نیست بخدا ! احتیاط کنید ...

جیمز داگلاس ارل مورتون:
بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.
تنها چیزی که با دیدن گیوتین به ذهنم میرسه ، بعضی نواریون ها هستا که طرف مینویسه و سر خودشو برباد میده هاااا !
رودولفونی یرو: ( ژنرال مکزیکی )
اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه و مرگش شد.
هرچی فکر کردم که چه درسی به دردمون میخوره این مواقع ! فقط بیانات شیوای شیوا خانم بیگی زاده به ذهنم رسید ! اگه این موقع ها انحراف معیار و میانگین بگیرین از طلا هاتون دچار مرگ نمیشین !

زئوکسیس: ( نقاش یونان )
به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!
یاد گزارش کارهای خانم روحی افتادم ! این نوع مرگ بی شک در انتظار هممون هست ! با این نقاشی هایی که ما میکشیدیم ... در مرگتون شک نکنید ! تنها راه یشگیری اینه که ول خند نباشید !

ژراردونرال: ( نویسنده فرانسوی )
با بند پیشبند، خود را از تیر چراغ برق خیابان ، حلق آویز کرد.
این یکی فکر کنم ترم دوم فیزیوپاتی بوده ... شب امتحانشم بوده ! تا اطلاع ثانوی از پیش بند جماعت دوری کنید ...
فالک فیتز وارن چهارم: ( بارون انگلیسی )
در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.
نواریون های ما نقشی مثل زره داره ! پس خوب بنویسید تا شبای امتحان لااقل خودتون خفه نشین !

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:37 توسط R.J
|